تبليغاتX
پرستو های بی آشیانه

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهدهایی که کسی آنها را نبست

فاصله

 

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من وعشق تو ولي فاصله اي نيست

 

گفتم كه كمي صبر كن وگوش به من كن

گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست

 

پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف

تو رفتي وديگر اثر از چلچله اي نيست

 

گفتي كه كمي فكر خودم باشم وآن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست

 

رفتي تو خداپشت وپناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

 

 

 

به ديدارم بيا اي يار كه من در بند پائيزم

مرا همخانه كن با خويش كه با عشق تو لبريزم

از اين شبهاي تكراري ببر من را به بيداري

رفيق فصل دلتنگي تو از دردم خبر داري

هميشه وقت تنهايي تو يار و ياورم هستي

تو حرف اولم بودي تو حرف آخرم هستي

به ديدارم بيا اي يار مرا لبريز خواستن كن

اگر ميل سفر داري تو با من عزم رفتن كن

 

 

 

|+| نوشته شده توسط محمدرسول وفاطیما در دوشنبه سی ام مهر 1386 ساعت 17:22 |
بزرگترین گالری کدهای جاوا