تبليغاتX
پرستو های بی آشیانه

تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهدهایی که کسی آنها را نبست

عاشق تنها

 

ما چون دو دريچه روبروي هم

آگاه زهر بگو مگوي هم

هر روز سلام وپرسش وخنده

هر روز قرار روز آينده

اكنون دل من شكسته و خسته است

زيرا يكي از دريچه ها بسته است

نه مهر فسون نه ماه جادوگر

نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد
|+| نوشته شده توسط محمدرسول وفاطیما در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 ساعت 15:32 |
بزرگترین گالری کدهای جاوا